الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
356
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
روايتى وجود ندارد كه وى عدهاى را منع كرده و گروهى را مانع نشده باشد ، بلكه همگى آنان را از سفر منع كرد و طبيعى بود كه اين امر بر بسيارى از ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گران آمد و ميان آنها و آزاديهايشان جدايى انداخته شد . ( 1 ) واليان و حاكمان از سوى عمر عمر ، به شيوهء ابو بكر در جهت دور نگهداشتن خاندان هاشمى از دستگاه حكومتى ، عمل كرد و هيچ سهمى را براى آنان در نظر نگرفت بلكه به كسانى كه ابو بكر آنها را حاكم ساخته بود ، فرمان حكومت داد و آنان را در پستهايشان باقى گذاشت . و عجيب آنكه وى هيچيك از افراد سرشناس صحابه همچون طلحه و زبير را فرمان حكومت نداد و به او گفته شد : تو يزيد بن ابى سفيان ، سعيد بن عاص ، فلان و فلان را از افراد مؤلّفة قلوبهم از طلقا و فرزندان طلقا حكومت دادى ولى على ، عباس ، زبير و طلحه را ناديده گرفتى ؟ ! ! وى گفت : « اما على كه از اين چيزها بالاتر است و اما اين چند نفر از قريش ، من مىترسم كه در شهرها منتشر شوند و در آنها فساد را فراوان سازند ! » . ( 2 ) « ابن ابى الحديد » ، در مورد اين گفتهء عمر ، چنين اظهار نظر كرده و گفته است : « كسى كه از امير قرار دادن آنها مىترسد تا مبادا در حكومت طمع كنند و هر كدام ، آن را براى خويشتن بخواهد ، چگونه نمىترسد كه آنها را شش نفر همتراز در شورا و نامزد براى خلافت قرار داد ! و آيا چيزى نزديكتر از اين امر به فساد وجود دارد ؟ . . . » « 1 » .
--> ( 1 ) شرح نهج البلاغه 9 / 29 - 30 .